تبلیغات
دینی مذهبی

                                                                   دینی مذهبی
                                                                                                                       
???? ?????
مدیر وبلاگ
امتحان

یکی از آرزوهای بشری رسیدن به یک زندگی آرام و بدون دغدغه است و این در حالی است که این خواست و آرزو با هدف و فلسفه آفرینش دنیای خاکی ناسازگار است چرا که این دنیا، دنیای سوختن و ساختن است سوختن زشتی ها و به پا داشتن نیکی ها.

به عبارت کلی آرامش هیچ فصل مشترکی با دنیا ندارد و آنان که به زعم خودشان آرامشی دارند، آرامششان از نوع قبل از طوفان است. قرآن کریم می فرماید: " لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی كَبَدٍ" «همانا انسان را در رنج و سختی آفرینش دادیم» كلمه "كبد" به معناى رنج و خستگى است. این رنج و سختی همیشه ناپسند نیست، روزگار دشمن آدمی نیست که با روی آوری مشکلاتش دهان به مذمتش باز کنیم در کلام حضرت علی علیه السلام به یکی از حکمت های آن اشاره شده که در ادامه بدان می پردازیم.

 

آرامش و عیب های پنهان

حضرت علی علیه السلام در حکمت 51 نهج البلاغه چنین می فرمایند: عیب تو آنگاه که روزگار با تو هماهنگ باشد پنهان است.

هیچ یک از ما نمی تواند ادعا کند که انسانی کامل و بدون کوچکترین عیب و نقصی است هر یک از انسان ها از کم و کاستی هایی رنج می برند که یا از آن آگاه بوده و یا هیچ گونه اطلاعی از آن ندارند، در این حال فراز و فرودهای زندگی می تواند کمک شایانی در شناخت انسان نسبت به توانایی ها و یا کاستی هایش داشته باشد. از همین روست که حضرت می فرمایند تا زمانی که روزگار با تو هماهنگ باشد عیب تو پنهان است. چرا که تا زمانی که در شرایط سخت قرار نگرفته ای نمی توانی ادعا کنی چند مرده حلاجی برای مثال شاید تصور شما از خودتان این باشد که انسان بسیار صبور و بردباری هستید و این باور تا زمانی که روزگار به کام است ذهنیت و عقیده شماست اما زمانی که خدای ناکرده مشکلات یکی پس از دیگری به شما روی آورد اینجاست که می توانید ادعا کنید صبور هستید یا خیر، اگر به خدا گله و شکایت کردی و یا دلتنگ و افسرده و ناامید شدی بدان صبر در تو معنایی ندارد.

آرامش هیچ فصل مشترکی با دنیا ندارد و آنان که به زعم خودشان آرامشی دارند، آرامششان از نوع قبل از طوفان است

فلسفه ابتلا

امیرالمومنین علیه السلام در یکی از نامه های خود که به عثمان بن حنیف فرماندار خویش در بصره نوشته اند این قانون بیولوژیک را گوشزد می کنند که: در ناز و نعمت زیستن و از سختی ها دوری گزیدن، موجب ضعف و ناتوانی می گردد و برعکس زندگی کردن در شرایط دشوار و سخت آدمی را چابک و نیرومند می سازد و جوهر هستی او را آبدیده و توانا می گرداند. شرایط ناهموار و تغذیه ساده از نیروی انسان نمی کاهد. درختان بیابانی که از مراقبت و رسیدگی مرتب باغبان محروم می باشند چوب های محکمتر و با دوام بیشتری دارند و برعکس درختان باغستان که دائما مراقبت شده اند و باغبان به آنها رسیدگی کرده است نازک پوست تر و بی دوام ترند.(نهج البلاغه/ نامه 45) بر اساس فرموده حضرت علی علیه السلام یکی از حکمت های بلا، تربیت و پروش انسان است. این خصوصیت مربوط به موجودات زنده بالاخص انسان است که سختی ها و گرفتاری ها مقدمه کمال ها و پیشرفت های اوست. این یک قانون کلی و سنت دائمی پروردگار است که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته و به فعلیت رساندن آنها و در نتیجه پرورش بندگان، آنان را می آزماید یعنی همان گونه که فولاد را برای استحکام بیشتر در کوره می گدازند تا آبدیده گردد، آدمی را نیز در کوره حوادث سخت، پرورش می دهند تا مقاوم شود و آبدیده گردد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده: مومن چون زرع تازه و لطیف است كه بادهاى چنین و چنان او را پرورش دهند و همچنین مومن را دردها و بیماری ها پرورش دهند، و نمونه منافق چون عصاى آهنینِ راستى است كه آسیبى بدان نرسد تا مرگش فرا رسد و آن را یك باره خُرد كند. (أصول الكافی / ترجمه كمره‏اى/ ج‏5 /93)

هیچ یک از ما نمی تواند ادعا کند که انسانی کامل و بدون کوچکترین عیب و نقصی است هر یک از انسان ها از کم و کاستی هایی رنج می برند که یا از آن آگاه بوده و یا هیچگونه اطلاعی از آن ندارند، در این حال فراز و فرودهای زندگی می تواند کمک شایانی در شناخت انسان نسبت به توانایی ها و یا کاستی هایش داشته باشد

دنیا جز ابتلاء نیست

این نظام، نظام ابتلاء است، عالم دنیا عالم ابتلاء است. هم آنجایی که خدای متعال به انسان عطا می کند و به حسب ظاهر، انسان نعمت های فراوانی دارد در دنیا، و هم آنجایی که نعمت از انسان گرفته می ‌شود و در تنگنای نعمت‌های ظاهری قرار می گیرد در عالم دنیا هر دو به ابتلا گرفتار هستند، آنجایی که ثروت فراوان به انسان می دهند یک ابتلاء است. آنجایی که می گیرند هم ابتلا است، به انسان سلامتی می دهند ابتلاء است، آنجایی که سلامتی می گیرند ابتلا و امتحان است ابتلائی است که بستر رشد انسان است، این عالم که عالم حرکت است و ما در این عالم سیر به طرف خدا داریم و همه‌ی قواعد عالم قواعد حرکت دادن ماست زیر پای ما را داغ می‌کنند که ما را به سمت خدا هدایت کنند، همه چیز دنیا ابتلا است و نگاهتان باید به دنیا نگاه ابتلاء باشد. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، كه على بن الحسین(علیه السلام) مى‏فرمود: به راستى بد دارم براى مرد كه در دنیا به عافیت گذراند و هیچ مصیبت نبیند. (أصول الكافی/ترجمه كمره‏اى/ج‏5/ 89)

ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان                      دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را

منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را                                     منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را

غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن              هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را

بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را                         بشنو راه دهان را مگشا راه دهان را



منابع:

1)     نهج البلاغه ترجمه دشتی

2)     أصول الكافی/ ترجمه كمره‏اى/ ج‏5

3)     سایت راسخون

4)     پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز




[ سه شنبه 4 شهریور 1393 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ محمد احمدی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ساعت
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
http://1hamrah.com/tell_friend.php