تبلیغات
دینی مذهبی

                                                                   دینی مذهبی
                                                                                                                       
???? ?????
مدیر وبلاگ
امام علی

همه ما روایت مشهور پیامبر: «أنا مدینة العلم و علی بابها» را مکرراً شنیده ایم، این روایت یكى از روایاتى است كه اعلمیت و برترى مطلق امیرمۆمنان(علیه السلام) را بر دیگر اصحاب و خلفاى سه‌گانه به اثبات مى‌رساند، و ثابت مى‌كند كه مسلمانان وظیفه دارند سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را تنها از طریق امیرمۆمنان (علیه السلام) و فرزندان ایشان دریافت كنند، راه هدایت تنها منحصر به این خانه است.


 

هفت پاسخ امام به هفت سۆال

محضر، محضر علم و عرفان بود. عاشقانِ معرفت همچون پروانه گرد شمع پرفروغ پیشوای عارفان و وارستگان حضرت علی (علیه السلام) جمع شده بودند، شخصی از آن حضرت پرسید:

صِف لنَا العاقلَ: «انسان عاقل را برای ما توصیف کن». امام در پاسخ فرمود: «عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار می دهد.»

2. او پرسید: «انسان جاهل و نادان را برای ما وصف کن». امام فرمود: «جاهل به عکس عاقل است و او کسی است که اشیاء را در جای خود قرار نمی دهد.»(1)

3. شخص دیگری پرسید: «خداوند در روز قیامت چگونه حساب آن همه انسانها را با آن کثرت و زیادی تعداد آنها می رسد؟» امام فرمود: همانگونه که به همه آنها روزی می دهد.

4. او پرسید: چگونه خدا حساب آنها را رسیدگی می کند، با اینکه آنها خدا را نمی بینند؟ فرمود: همانگونه که آنها را روزی می دهد، در حالی که آنها او را نمی بینند.(2)

5. شخص دیگری پرسید: «ای امیر مۆمنان! تو به چه وسیله در میدانهای نبرد بر همآوردهای خود پیروز می شدی؟!» امام در پاسخ فرمود: ما لقیتُ رجُلاً الّا اعانَنی علی نفسهِ. «من با هیچکس رخ به رخ نشدم، جز آنکه او مرا بر ضد خودش یاری کرد».(3)

شریف رضی می گوید: «منظور امام، هیبت و شکوه آن حضرت است که در دل دشمن، رعب و وحشت ایجاد می کرد و در نتیجه خود دشمن، آن حضرت را بر ضد خویش کمک می نمود.»

صِف لنَا العاقلَ: «انسان عاقل را برای ما توصیف کن». امام در پاسخ فرمود: «عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار می دهد»

این كلام اشاره به مطلبى است كه بسیار مۆثر است زیرا صرف خیال اینكه من ‏از بالاى رخت ‏یا دیوار مى‏افتم و یا احیانا حریف بر من غالب می شود كاملا در تضعیف روحیه اثر دارد و لذا افرادى كه در نبرد با امام(علیه السلام) روبرو می شدند روى ‏سوابق امام سخت مرعوب می شدند و نیروى مقاومت را از دست می دادند.

6. شخص دیگری پرسید: «عدالت بهتر است یا سخاوت؟» امام در پاسخ فرمود: «عدالت، هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت، آن را از مرز عدالت فراتر می برد، عدالت قانون عمومی است، ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد، بنابراین عدالت بهتر از سخاوت و شریفتر از آن است.»(4)

7. و شخص دیگری پرسید: «فاصله بین مشرق و مغرب چقدر است؟» امام در پاسخ فرمود: «به اندازه مسیر یک روز خورشید».(5)

این جواب اقناعى است كه امام (علیه السلام) به سائل داده گر چه او از مسافت ‏پرسش كرده و دوست داشته كه حضرت بیان دارد چند فرسخ است و اگر می فرمود ممكن بود سائل بگوید از كجا این اندازه هست و با نبودن وسائل در آن زمان اثبات آن مشكل بود،لذا امام(علیه السلام)جواب اقناعى داده است.

بعلاوه چون پدید آمدن شب و روز در اثر حركت زمین است نه حركت‏ خورشید، و توضیح آن در آن زمان براى سۆال كننده مشكل بوده امام این جواب‏ را فرموده است.

علم
داستانی از علم وسیع امام علی(علیه السلام)

قومی از یهودیان نزد خلیفه دوم آمدند و گفتند: «آمدیم تا از تو مطالبی را بپرسیم، اگر صحیح جواب دادی مسلمان می‏شویم و از تو متابعت می‏کنیم. خلیفه گفت: هر چه می‏خواهید بپرسید؟ گفتند:

ما را از قفلهای آسمان هفت گانه و کلیدهای آن آگاه کن؛ از قبری که صاحبش را گردش داد مطلع ساز؛ از کسی که قومش را انذار داد نه از جن بود و نه از انس خبر ده، مکانی که آفتاب فقط یک بار بر آن تابید و دیگر بر آن نتابید نام ببر؛ از پنج جانداری که در رحم خلق نشدند آگاه کن، از یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و یازده و دوازده تا توضیحات لازم را بده».

خلیفه گفت: از من مطالبی می‏پرسید که نمی‏دانم ولی پسر عموی پیامبر همه سئوالهای شما را جواب خواهد داد.

پس کسی را فرستاد خدمت امیرالمۆمنین(علیه‏السلام) و از او خواست بیاید و جواب سۆالهای یهودیان را بدهد؛ حضرت وقتی تشریف آوردند، خلیفه گفت: ای اباالحسن! این قوم یهود از من مسائلی را پرسیدند که برای هیچ یک از آنان پاسخی ندارم.

آنان گفتند: اگر جواب صحیح را بگویی اسلام می‏آوریم، حضرت به آنان فرمود: ای قوم یهود! سئوالات را بپرسید، آنان همان سئوالات را دوباره تکرار کردند و حضرت فرمود: غیر از اینها سئوالات دیگری ندارید؟ عرض کردند: نه ای پدر حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام.

حضرت فرمود: «قفلهای آسمان هفتگانه شرک به خدا است و کلیدش گفتن «لا اله الا الله»؛ اما آن قبری که صاحبش را گردش داد، ماهی بود که یونس را در هفت دریا سیر داد؛ آنکه قومش را انذار داد، نه از جن بود و نه انس، مورچه‏ای بود که با حضرت سلیمان بن داود صحبت کرد؛آن مکانی که یک بار آفتاب بر آن تابید و دیگر نتابید دریا بود که خداوند حضرت موسی علیه‏السلام را از آن نجات داد و فرعون و پیروانش را در آن غرق کرد (وقتی دریا شکافته شد آفتاب تابید و بعد از غرق شدن فرعونیان دریا به هم آمده و دیگر آفتاب بر آن نتابید)؛

شخص دیگری پرسید: «عدالت بهتر است یا سخاوت؟»امام در پاسخ فرمود: «عدالت، هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت، آن را از مرز عدالت فراتر می برد، عدالت قانون عمومی است، ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد، بنابراین عدالت بهتر از سخاوت و شریفتر ازآن است»

آن پنج موجودی که در رجم خلق نشدند: حضرت آدم و حوا و عصای موسی و شتر صالح و گوسفندی که عوض حضرت اسماعیل ذبح و قربانی شد، می‏باشند.

اما جواب آن دوازده تا این است: یک، خداست؛ دو تا، آدم و حوا می‏باشند؛ سه تا، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل است؛ چهار تا، تورات و انجیل و زبور و قرآن است؛ پنج تا، پنج نماز واجب شبانه روزی می‏باشند؛ شش، آن کلام خداست که آسمان و زمین را در شش روز خلق کرد؛ هفت، هشت، قول خداست که می‏فرماید: «و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه»: «عرش پروردگار تو را بر فراز ایشان در آن روز هشت تن در بر دارند.»،

نه، آن آیات و معجزات بود که موسی بن عمران داشت. اما ده، آن قول خداست: «وواعدنا موسی ثلاثین لیلة و أتممناها بعشر»: «و وعده کردیم با موسی سی شب و تکیل آن به ده کردیم. اما، یازده قول حضرت یوسف (علیه‏السلام )است که به پدرش عرض کرد: «انی رأیت أحد عشر کوکبا»: «ای پدر به خواب، یازده ستاره را دیدم »،اما دوازده، آن کلام حق است به حضرت موسی (علیه‏السلام): «اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عینا»: «ای موسی با عصایت بر سنگ بزن، پس دوازده چشمه آب از آن ظاهر شد.»

یهودیان از جواب سئوالاتشان خوشحال شدند و عرض کردند: ما شهادت می‏دهیم که خدا یکی است و پیامبر فرستاده خداست و تو پسر عموی رسول خدا می‏باشی.

سپس رو به خلیفه کردند و گفتند: ما شهادت می‏دهیم که علی (علیه‏السلام) برادر رسول خداست و به این مقام امامت سزاوار است، و همگی اسلام آوردند.

حقا که علی ولی مطلق باشد       حق با علی و علی مع الحق باشد

انکار ولایت شهنشاه نجف            کفر است چه کفر،کفر مطلق باشد

 

پی نوشتها:

1ـ نهج البلاغه، حکمت 235.

2ـ همان، حکمت 300.

3ـ همان، حکمت 318.

4ـ همان، حکمت 437.

5ـ همان، حکمت 294.


منبع:

نهج البلاغه، ترجمه و شرح آیة الله مکارم.

داستان های نهج البلاغه، محمد محمد اشتهاردی.

داستانهای از امام علی(ع)،حمید خرمی‏.




[ دوشنبه 5 خرداد 1393 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ محمد احمدی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ساعت
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
http://1hamrah.com/tell_friend.php